علایم و مشکلات دیسلکسی یا نارساخوانی

توسط: | برچسب ها: , , , | دیدگاه ها: 0 | مرداد 20ام, 1398

«علایم و مشکلات دیسلکسی یا نارساخوانی»

علایم و مشکلات دیسلکسی یا نارساخوانی

دیسلکسیا، نارساخوانی یا خوانش پریشی اصطلاحی است که به انواع ناتوانی در خواندن اطلاق می شود.

از نظر پزشکی به شرایطی گفته می شود که حاصل عوامل عصب شناسی، بلوغ و عوامل وراثتی است.

فدراسیون جهانی نورولوژی، نارساخوانی را این چنین تعریف می کند :

« اختلالی است که به رغم آموزش، هوش کافی و وجود امکانات اجتماعی و اقتصادی، فرد در خواندن مشکل دارد»

هانری پیدرون، در کتاب  لغت روانشناسی خود دیسلکسیا را چنین تعریف نموده است :

« اختلالی که در اثر بیماری در مکانیسم خواندن روی می دهد که به صورت تحریف، حذف و اشتباهاتی در کلمه ها ظاهر می شود.»

دیسکلسی یا نارساخوانی اصطلاحی است که برای کودکانی که علی رغم  بهره هوشی طبیعی قادر به خواندن نیستند به کار می رود.

این کودکان ممکن است کلمه های بسیاری را بدانند و در تکلم خود استفاده نمایند، اما از درک و شناسایی علائم نوشتاری عاجزند. 

بعضی از آنها حتی میتوانند کلمه ها را بخوانند اما مفهوم آنها را نمی فهمد که این حالت هیپرلکسی نامیده می شود.

علایم دیسلکسی در کودکان:

کودکان نارساخوان غالبا مشکلاتی در جهت یابی فضایی (تشخیص راست و چپ ، بالا و پایین) توالی حرفها و کلمه ها، هماهنگی بین چشم و دست و ارتباط بین اعضای بدن خود و دیگران دارند.

نسبت پسران نارساخوان سه برابر دختران نارسا خوان است.

مشکلات کودکان مبتلا به دیسلکسی:

۱) ناتوانی در یادگیری و یادآوری کلماتی که دیده اند.

۲) اشکال در سازماندهی موارد و مطالب نوشتاری.

۳) اشکال در یافتن کلمات صحیح برای ارتباط گفتاری یا نوشتاری.

۴) اشتباه کردن کلمه های شبیه به هم مانند غار و غاز – چای و جای.

۵) آینه نویسی، یعنی بعضی حروف کلمات را بر عکس از آخر به اول می نویسند. مثلا « سارا » را «راسا » و یا « دارا » را « رادا » می نویسند .

۶) آینه خوانی یا وارونه خوانی کلمه ها مثلا ( روز ) به جای ( زور )

۷) در هجی کردن کلمات مشکل دارد.

۸) از خواندن لذت نمی برند.

۹) اشکالات در نوشتن دیکته.

۱۰) اشکال در ذخیره سازی و بازیابی اساسی حروف نوشته شده.

۱۱) ضعف در حافظه دیداری جهت ارتباط علائم زبانی.

۱۲) حرکات آشفته چشم در هنگام خواندن.

۱۳) اختلال در پردازش شنیداری.

۱۴) اشکال در اعمال آنچه نسبت به موقعیت های اجتماعی یا یادگیری خواندن شده است .

۱۵) خط ناخوانا.

۱۶) پریشانی در استفاده از حروف و جایگزینی حروف همخوان.

۱۷) نسنجیدگی و بی قوارگی در استفاده از دست ( بروز حالت های دست و پا چلفتی ، عدم هماهنگی در حرکات )

۱۸) عدم برتری جانبی.

۱۹) ۲۰% چپ دست هستند و این ۳ برابر افراد عادی است.

۲۰) شیفته موسیقی بوده و از گوش دادن به آن بیش از خواهران و برادرانشان لذت می برند.

۲۱) حرفهای دست نوشته آنها میل ثابتی ندارد ( خطهای عمودی در حرفها دارای زاویه های بسیار متفاوتی هستند) .

۲۲) در ریاضیات بهتر از خواندن و در بحث کردن بهتر از نوشتن هستند .

۲۳) درک آنها از طریق گوش بهتر از چشم صورت می گیرد .

نارسائی در خواندن معمولا با توانایی مغز در ذخیره سازی و بازیابی اطلاعات مرتبط است.

عوامل ژنتیکی یا عصب شناختی یا هر دو ممکن است در این رابطه سهیم باشند.

پائولا تالا و همکارانش معتقدند علت نارسائی در خواندن می تواند به شنیدن صداهای بم باشد ( مانند ، ب ، پ ، ت ، د ، م )

عوامل موثر در بروز دیسلکسی یا نارساخوانی:

۱) عوامل شخصی:

اختلالهای عاطفی، مخالف منفی تا مثبت نسبت به پدر و مادر و نسبت به معلمان، بی قراری، بی دقتی ، ناتوانی ناشی از حالت عاطفی ، اضطراب شدید ، ترس از شکست، کندی رشد، مقاومت در برابر تکامل و غیره. 

۲) عوامل آموزشی و تربیتی:

۱) به کار بردن روش کلی در آموزش خواندن با سازمان ترکیبی اولین اکتسابات اداراکی و حتی سازگارتر است .

اما در مراحل آخر یادگیری به کار بستن آن به صورت امری بسیار حساس در می آید .

بعضی از کودکان در مقابل این روش مقاومت نشان می دهند، به همین جهت تمایل به این که به جای آن از روش مختلط یا ترکیبی استفاده شود ، روز به روز بیشتر می شود .

۲) دشواری پرداختن از یک روش به روش دیگر ، مثلا از روش کلی به روش تحلیلی برای کودکانی که معلم یا موسسه او مخصوصا در سال اول تغییر می کند .

۳) زیادی جمعیت کلاسهایی که در آن معلم نمیتواند شاگردان و پیشرفت آنها را به طور انفرادی مورد توجه قرار دهد .

۴) عبور بی مقدمه و غیر تدریجی از کودکستان به کلاس مقدماتی که در آن ناگهان بسیاری از فعالیتهای بازی شکل ، حذف می شوند و سکوتهای اجباری، بی حرکت ماندن و مراعات انضباط که گاهی زیاد خشک هم هست جای آن را می گیرد.

۵) ورود به کلاس مقدماتی در حالی که کودک هنوز رشد کافی برای تعلیمات آن را کسب نکرده است.

بعضی از کودکان ممکن است به وجود رشد متعادل جسمی مشکلاتی در سخن گفتن ، عقب ماندگیهای روانی – حرکتی یا نوشتن ، عقب ماندگی ذهنی نارسیدگی عاطفی – اجتماعی داشته باشند که مانع یادگیری عادی و رضایت بخش در آنان شود .

عوامل خانوادگی و اجتماعی

گذشته ازعوامل فوق بعضی از عوامل به خانواده و اطرافیان کودک مربوط می شود.

از جمله فشار و توقع آن مدرسه که در جامعه کنونی بی اندازه توسعه یافته است که باعث ایجاد اضطراب و تشویش می شود.

عوامل دیگری که که ظهور این مشکل را تسریع می کند عبارتند از تظاهر یک برادر به این که بر جسته تر است ، تولد کودک جدید در خانواده که مورد قبول فرزند قبلی نباشد .

حمایت بیش از حد از کودک ، توقعات بیش از حد از او و موانعی که در راه پرورش متعادل کودک وجود دارد .

ارسال پاسخ

EnglishIran